تبلیغات در اینترنتclose
كافه شعر

زمان جاری : چهارشنبه 04 مهر 1397 - 2:06 بعد از ظهر
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم



تعداد بازدید 2153
نویسنده پیام
mobina آفلاین
معاون

ارسال‌ ها90
عضویت1 /2 /1392
تشکرها43
تشکر شده92
كافه شعر
سلام
دوستاي عزيز ...

هر شعري كه دوست داريد رو ميتونيد در اين پست قرار بديد


سخـــت اســـت حــرفــت را نفهمــــنـد ،

سخــت تــر ایـــن اســـت کـــه حـــــرفت را اشتبـــاهـــی بفهمنـــــد ،

حــــالا میفهـــــمم... کــــه خـــــدا چــــه زجــــــری میکشـــد ،

وقتـــی ایــن همـــــه آدم حرفــــش را کـــه نفهمیـــــده انــد هیـــــــچ ،

اشتبــــاهی هــــم فهمیــــــده اند ...
جمعه 03 آبان 1392 - 00:04
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش
تشکر شده: 1 کاربر از mobina به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: eli76 &
mobina آفلاین
معاون

ارسال‌ ها90
عضویت1 /2 /1392
تشکرها43
تشکر شده92
پاسخ : 1 RE كافه شعر



زندگی آرام است ، مثل آرامش یک خواب بلند ......
زندگی شیرین است ، مثل شیرینی یک روز قشنگ....

زندگی رویایی است ، مثل رویای یک کودک ناز .....
زندگی زیباییست ، مثل زیبایی یک غنچه ی باز .....
زندگی تک تک این ساعتهاست ، زندگی چرخش این عقربه هاست....
زندگی راز دل مادر من ، زندگی پینه دست پدر است، زندگی مثل زمان درگذر است....





سخـــت اســـت حــرفــت را نفهمــــنـد ،

سخــت تــر ایـــن اســـت کـــه حـــــرفت را اشتبـــاهـــی بفهمنـــــد ،

حــــالا میفهـــــمم... کــــه خـــــدا چــــه زجــــــری میکشـــد ،

وقتـــی ایــن همـــــه آدم حرفــــش را کـــه نفهمیـــــده انــد هیـــــــچ ،

اشتبــــاهی هــــم فهمیــــــده اند ...
جمعه 03 آبان 1392 - 00:07
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش
تشکر شده: 2 کاربر از mobina به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: ati93 /eli76 /
ati93 آفلاین

ارسال‌ ها4
عضویت1 /2 /1392
محل زندگینيشابور
سن: 20
شناسه یاهو
تشکرها1
تشکر شده4
پاسخ : 2 RE
باشيم و نباشيم هستي هست
غم و اندوه و شادماني هست
سرنوشت همچنان مي سرايد
كه غصه هاي سرد زندگاني هست
ثانيه ها هم بر عاشقان ميخوانند:
شكست لحظه هاي آشنايي هست...

(با اجازه از دوست قديمم كه اين شعر رو گفته)
جمعه 08 آذر 1392 - 11:35
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش
تشکر شده: 3 کاربر از ati93 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: zeynab /mobina /eli76 /
mobina آفلاین
معاون

ارسال‌ ها90
عضویت1 /2 /1392
تشکرها43
تشکر شده92
پاسخ : 3 RE كافه شعر
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود
گاهی نـمـی شــود کــه نـمـی شــود
گاهی هـزار دوره دعـا بی اجـابت است
گاهی نگفته قـرعه به نام تـو مـی شود
گاهی گدای گدایی و بخت با تـو نیست
گاهی تمـام شهـر گـدای تـو مـی شود
دکترعلی شریعتی


سخـــت اســـت حــرفــت را نفهمــــنـد ،

سخــت تــر ایـــن اســـت کـــه حـــــرفت را اشتبـــاهـــی بفهمنـــــد ،

حــــالا میفهـــــمم... کــــه خـــــدا چــــه زجــــــری میکشـــد ،

وقتـــی ایــن همـــــه آدم حرفــــش را کـــه نفهمیـــــده انــد هیـــــــچ ،

اشتبــــاهی هــــم فهمیــــــده اند ...
پنجشنبه 21 آذر 1392 - 13:25
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش
تشکر شده: 1 کاربر از mobina به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: eli76 /
eli76 آفلاین

ارسال‌ ها2
عضویت18 /12 /1392
سن: 17
تشکرها6
تشکر شده2
پاسخ : 4 RE كافه شعر
تو به من خنديدي و نميدانستي من به چه دلهره از باغچه ي همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد،سيب را دست تو ديد ، غضب آلود به من كرد نگاه ،سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و (اين تيكه اش رو يادم رفته) سالهاست كه خش خش گامهايت ميدهد آزارم.....
یکشنبه 18 اسفند 1392 - 20:02
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش
تشکر شده: 1 کاربر از eli76 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: mobina /
largy آفلاین

ارسال‌ ها8
عضویت30 /6 /1391
سن: 20
شناسه یاهو
تشکرها12
تشکر شده11
پاسخ : 5 RE كافه شعر




دیــوانـــــه ام مـی پنـــدارنـد

وقتـــی هـر روز بـرایــت دسـت تکــان مـی دهــــم

آه ! کـــــه نمــی داننــــد

تــو هــــــر روز بـا قــــطاری کـــــه از خیــالـــم مـی گــذرد

رد مـی شــوی.

سه شنبه 20 اسفند 1392 - 18:20
وب کاربر ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش
تشکر شده: 1 کاربر از largy به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: mobina /
largy آفلاین

ارسال‌ ها8
عضویت30 /6 /1391
سن: 20
شناسه یاهو
تشکرها12
تشکر شده11
پاسخ : 6 RE كافه شعر
[font=Arial][font=Chicago]تـا شب زلـف تـو سرفـصل غـزل خوانی‌هـاست

زنـدگـینـامه ی مـن شـرح پـریـشانی‌هـــــاست


بــــا تــــو مــن پـنـجـــره‌ای روبــه طـراوت دارم

کــه بـهـار نـفـسش گـرم گـل افـشانـی‌هـاست


طـعـم تـصنـیـف تــو در بـــــاور بـلـبـل پـیـچـیـد

کـه سـحر تـا بـه سـحر محو غزل خوانی‌هاست


از تــو روزی خــبـــــری داد نــسیـمی و هــنــوز

کـــوچــه نــورانـی انــبــوه چـراغــانی‌هـــــاست

زورق شـعر مـن از چـشم تــو بــیـرون نــــــــرود

رام دریــا نــشدن مـنــطق طــوفــانــی‌هــاست


مـن بـه کــفـری کــه تـو پــیغـمـبر آنـی شـادم

گـرچـه دنــیا پـر انــواع مـسلـمانــیهـــــــــاست


آی مــجــنون خــیــابـــان ســلامــت بـــــــرگرد

عشق حسی است که مخصوص بیابانی‌هاست


مــن در آغــوش سلامت گــل بـاغـی نــشدم

ایــن غـزل‌هــا هــمه پــرورده ی ویـرانی‌هاست
سه شنبه 20 اسفند 1392 - 18:23
وب کاربر ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش
تشکر شده: 1 کاربر از largy به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: mobina /
mobina آفلاین
معاون

ارسال‌ ها90
عضویت1 /2 /1392
تشکرها43
تشکر شده92
پاسخ : 7 RE كافه شعر
نقل قول از eli76
تو به من خنديدي و نميدانستي من به چه دلهره از باغچه ي همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد،سيب را دست تو ديد ، غضب آلود به من كرد نگاه ،سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و (اين تيكه اش رو يادم رفته) سالهاست كه خش خش گامهايت ميدهد آزارم.....

تو به من خنديدي و نميدانستي من به چه دلهره از باغچه ي همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد،سيب را دست تو ديد ، غضب آلود به من كرد نگاه ،سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك


وتو رفتی و هنوز
سال هاست که در گوش من ارام ارام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد ازارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت...
حمید مصدق
سخـــت اســـت حــرفــت را نفهمــــنـد ،

سخــت تــر ایـــن اســـت کـــه حـــــرفت را اشتبـــاهـــی بفهمنـــــد ،

حــــالا میفهـــــمم... کــــه خـــــدا چــــه زجــــــری میکشـــد ،

وقتـــی ایــن همـــــه آدم حرفــــش را کـــه نفهمیـــــده انــد هیـــــــچ ،

اشتبــــاهی هــــم فهمیــــــده اند ...
یکشنبه 25 اسفند 1392 - 18:34
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش







برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :